آمپوتاسيون (قطع عضو)

آمپوتاسيون فورى يا اورژانس
 
انسداد حاد سرخرگى 
 
در بيشتر بيماران مبتلا به انسداد حاد سرخرگي، جريان خون سرخرگى را مى‌توان با جراحى بازگرداند، ولى زمانى‌که نتوان جريان خون را احياء کرد و اندام مرده باشد، قطع عضو فورى (urgent) يا اورژانس (emergency) لازم است. درجهٔ فوريت عمل را وسعت ايسکمي، تودهٔ عضلهٔ ايسکميک، مقدار درد، و وجود سميت و عفونت سيستميک تعيين مى‌کنند. اگر بافت ايسکميک يا نکروزه کم باشد، مى‌توان قطع عضو را تا زمان مشخص‌شدن مرز بين بافت زنده و غيرزنده عقب انداخت؛ اين امر معمولاً پس از يک يا دو روز رخ مى‌دهد. اين کار امکان ايجاد حداکثر گردش خون جانبى را فراهم مى‌کند و احتمال اين را که يک آمپوتاسيون محدود ترميم يابد، افزايش مى‌دهد. زمانى‌که بهبود گردش خون متوقف شود يا سميت رخ دهد، بايد آمپوتاسيون بلافاصله انجام شود. هرچه تخريب بافتى وسيع‌تر باشد، خطر سميت جدى با عقب‌انداختن آمپوتاسيون بيشتر خواهد بود. يافته‌هاى سميت شامل بدتر شدن علائم حياتي، گيجي، ميوگلوبينوري، نارسائى کليوي، و سپسيس مى‌شود که آمپوتاسيون اورژانس را ايجاب مى‌کنند. 
 
آسيب و له‌شدگى 
 
فقط در موارد آسيب عصبى عمده و شديد همراه با له‌شدگى و آسيب عروقى و استخوانى مى‌توان آمپوتاسيون اوليه را در نظر گرفت زيرا پائى که از نظر عصبى بى‌فايده باشد، ارزش حفظ‌کردن ندارد. 

آمپوتاسيون‌هاى اندام تحتانى  

آمپوتاسيون‌ انگشت و آمپوتاسيون شعاعى 
 
انگشتان پا از نظر شيوع آمپوتاسيون در بين اندام‌هاى بدن در صدر قرار دارند. بيش از دوسوم آمپوتاسيون‌ها در بيماران ديابتى انگشتان و قسمت جلوئى پا را دربر مى‌گيرد. انديکاسيون‌ها شامل گانگرن، عفونت، زخم نوروپاتيک، و استئوميليت محدود به بند ميانى يا ديستال انگشت هستند. براى گانگرن خشک و غيرعفونى يک انگشت پا مى‌توان صبر کرد تا خود انگشت قطع شود (اتوآمپوتاسيون). در اين فرآيند، اپى‌تلياليزاسيون در زير اسکار زخم رخ مى‌دهد، و انگشت پا خودبه‌خود جدا مى‌شود و در ديستال‌ترين محل، قسمت باقى‌ماندهٔ تميزى به‌جا مى‌گذارد. 
 
موارد ممنوعيت آمپوتاسيون شامل نامشخص‌بودن خط فاصل، عفونت در سطح متاتارسال، سرخى پوست وابسته به وضعيت، و ايسکمى بخش جلوئى پا هستند. 
 
آمپوتاسيون شعاعى يا گوه‌اى شامل برداشتن انگشت و سر متاتارسال مى‌شود؛ گاهي، مى‌توان دو انگشت مجاور را با اين روش قطع کرد. خونرسانى خوب لازم است. مانند آمپوتاسيون انگشت، بدشکلى ايجادشده کم است و نيازى به پروتز نيست. آمپوتاسيون شعاعى انگشت بزرگ پا منجر به ناپايدارى در تحمل وزن و مشکلاتى در راه‌رفتن مى‌شود. 

آمپوتاسيون ترانس‌متاتارسال 
 
آمپوتاسيون‌هاى ترانس‌متاتارسال جلوى پا توانائى تحمل وزن را حفظ مى‌کنند. انديکاسيون‌ اصلى گانگرن انگشتان متعدد پا يا انگشت بزرگ پا، با يا بدون عفونت بافت نرم يا استئوميليت است. گانگرن بايد از سطحى که بتوان آن را با آمپوتاسيون دوشعاعى (two Rat) درمان کرد، فراتر رفته باشد؛ نبايد هيچ شواهدى از عفونت در حال گسترش در پا وجود داشته باشد؛ و پوست کف پا بايد سالم باشد. بيمارانى که اين معيارها را ندارند، نياز به آمپوتاسيون بالاترى دارند. 
 
برش جراحى يک زبانهٔ بزرگ از پوست کف پا ايجاد مى‌کند. در پشت پا زبانه‌اى وجود ندارد. استخوان‌هاى متاتارسال بريده مى‌شوند، و تاندون‌ها به پائين کشيده و در بالاترنى حد ممکن بريده مى‌شوند. نتيجهٔ آمپوتاسيون ترانس‌متاتارسال از نظر عملکرد پا عالى است. 

آمپوتاسيون سايم 
 
آمپوتاسيون سايم (Syme) نوعى روش اصلاح‌شدهٔ قطع مفصل (ديس‌آرتيکولاسيون) مچ پا است. تروما به بخش قدامى پا در صورت وجود خونرسانى خوب به پاشنه و مچ پا، انديکاسيون اصلى اين عمل است. گسترش عفونت در فضاهاى پا، گانگرن بالشتک پاشنه، ايسکمى پيشرفتهٔ پا، و پاى نوروتروپيک در غياب حس در پاشنه کنتراانديکاسيون‌هاى آمپوتاسيون سايم هستند.  

آمپوتاسيون زير زانو 
 
آمپوتاسيون زير زانو دومين آمپوتاسيون شايع براى بيمارى عروقى يا عفونت اندام تحتانى است. در ۱۰۰-۸۰% موارد مى‌توان انتظار ترميم اوليه را داشت. اگر گانگرن يا زخم در سطح برش پيشنهادى پوستى وجود داشته باشد، اگر سکتهٔ مغزى سبب فلج اندام شده باشد، يا اگر جمع‌شدگى فلکسيونى شديد يا آرتريت زانو وجود داشته باشد، معمولاً آمپوتاسيون بالاى زانو توصيه مى‌شود. 
 
در صورت وجود عفونت شديد، آمپوتاسيون گيوتينى دبريدمانى يا پيش از آمپوتاسيون قطعى زير زانو انديکاسيون دارد. اين عمل باعث حذف منبع اوليهٔ عفونت و پاک‌شدن مجارى لنفاوى پروگزيمال از باکترى‌ها مى‌شود، و به اين ترتيب احتمال موفقيت آمپوتاسيون زيرزانوى قطعى را در آينده شديداً افزايش مى‌دهد. 
 
با استفاده از يک زبانهٔ خلفى دراز و به‌کار بردن پوشش محکم که مى‌تواند براى راه‌انداختن زودهنگام بيمار با پروتزى قابل تنظيم و موقتى به‌کار رود، ميزان موفقيت افزايش مى‌يابد. خونرسانى به زبانهٔ خلفى عموماً بهتر از خون‌دهى به زبانهٔ قدامى يا زبانه‌هاى ساژيتال است، چرا که سرخرگ‌هاى سورال از بالاى سرخرگ پوپليته‌آل منشاء مى‌گيرند، ناحيه‌اى که اغلب دچار بيمارى نيست، حال آنکه سرخرگ‌هاى پوپليته‌آل يا تيبيال ديستال‌تر - به‌ويژه در بيماران ديابتى - اغلب گرفتار هستند. 
 
معمولاً در آمپوتاسيون‌هائى که براى بيمارى عروقى انجام مى‌شوند نيازى به درن نيست، چرا که خونريزى ناچيز است، ولى براى آمپوتاسيون‌هائى که براى تروما يا تومور انجام مى‌شوند، درن اغلب ضرورى است.  

 

آمپوتاسيون‌ بالاى زانو 
 
آمپوتاسيون بالاى زانو بايد زمانى انجام شود که جريان خون براى ترميم در سطحى پائين‌تر کافى نباشد؛ زمانى‌که بيمار به‌علت بيمارى ناتوان‌کنندهٔ ديگرى قادر به راه‌رفتن نباشد؛ يا زمانى‌که عفونت جدى مانع از آمپوتاسيون پائين‌تر شود. 

قطع مفصل لگن 
 
بيشتر بيماران دچار اختلالات عروقى را که نياز به آمپوتاسيون در بالاى اندام تحتانى دارند مى‌توان به‌نحو موفقيت‌آميزى با آمپوتاسيون بالاى زانو درمان کرد. قطع مفصل (ديس‌آرتيکولاسيون) لگن براى معدودى از بيماران دچار اختلالات عروقى نگاه داشته مى‌شود که در آنان آمپوتاسيون بالاى زانو با موفقيت همراه نباشد يا تومورهاى ران يا پائين فمور داشته باشند. 
 
قطع نصف لگن (همى پلوکتومى) 
 
قطع نصف لگن (همى‌پلوکتومي، آمپوتاسيون ربع پشتي، hindquarter amputation) براى بيماران دچار تومورهاى بدخيم اندام تحتانى يا لگن نگاه داشته مى‌شود که نتوان آنها را با جراحى‌هاى کوچکتر درمان کرد. جراحى کلاسيک شامل برداشتن تمام اندام تحتانى و قسمت‌هائى از استخوان بى‌نام است. اگر استخوان خاصره به‌طور کامل برداشته شود، جراحى را راديکال مى‌گويند؛ در همى‌پلوکتومى محافظه‌کارانه، بخشى از استخوان خاصره که به ساکروم متصل است در جاى خود نگاه داشته مى‌شود. همى‌پلوکتومى داخلى عملى است که در آن استخوان بى‌نام و عضلات پيرامون آن برداشته مى‌شوند و اندام تحتانى حفظ مى‌شود. 

آمپوتاسيون‌هاى اندام فوقانى
 
آمپوتاسيون‌هاى اندام فوقانى اغلب براى تروماى شديد يا تومورهاى بدخيم انجام مى‌شود. شرايطى که باعث ايسکمى سرخرگى در اندام فوقانى مى‌شوند و نياز به آمپوتاسيون دارند، شامل ترومبوآنژئيت انسدادي، اختلالات بافت همبند، و تزريق تصادفى داروها به‌داخل سرخرگ‌ها هستند. 
 
امروزه تکنيک‌هاى جراحى ظريف امکان اين را فراهم کرده‌اند که در بيماران ترومائى که درگذشته اميدى به بهبود آنان نبود و مورد آمپوتاسيون قرار مى‌گرفتند، پيوند مجدد عضو انجام شود. 
 
هنگام تصميم‌گيرى در مورد آمپوتاسيون يک اندام آسيب‌ديده، پزشک بايد وضعيت پنج ساختار را ارزيابى کند: پوست، تاندون‌ها، اعصاب، استخوان‌ها، و مفاصل. اگر سه قسمت يا بيشتر دچار اختلال باشند، معمولاً آمپوتاسيون برتلاش براى حفظ اندام ارجح است. 

 

توانبخشى پس از آمپوتاسيون
 
هرچه فاصلهٔ بين آمپوتاسيون و شروع برنامهٔ توانبخشى بيشتر باشد، احتمال موفقيت کمتر خواهد بود. 
 
طول قسمت باقى‌ماندهٔ اندام ارتباط نزديکى با کسب مجدد توانائى راه‌رفتن دارد. بيمارى قلبى - ريوى و ضعف فيزيکى راه‌رفتن را براى بعضى بيماران فوق‌العاده دشوار مى‌کنند. 
 
تمام بيماران آمپوته‌شده از زير زانو و بيشتر آمپوته‌شده‌هاى بالاى زانو بايد بلافاصله پس از عمل از پروتز استفاده کنند. اولين پوشش محکم ۱۴-۱۰ روز پس از عمل برداشته مى‌شود. هرچند، اگر بيمار دچار درد شديد، تب با علت نامشخص، يا لوکوسيتوز شود، بايد زخم بلافاصله معاينه شود. منگنه‌هاى پوستى دست‌کم براى مدت چهارهفته خارج نمى‌شوند و در طول اين مدت، زخم در داخل قالب گچى باقى مى‌ماند. 

منبع:دکتر مازیار فریدی

آمپوتاسیون(قطع عضو)


آمپوتاسیون(قطع عضو) آمپوتاسین به جدا کردن قسمتی از بدن که معمولا یکی از اندام هاست گفته می شود. بیشترین موارد آمپوتاسیون اندام به علت بیماری های عروق محیطی انجام می گیرد. آمپوتاسین را می توان نوعی جراحی ترمیمی در نظر گرفت. این عمل برای تسکین درد و رفع علایم٬بهبود عملکرد اندام٬نجات جان بیماریا بهبود کیفیت زندگی او انجام  می شود. سطوح آمپوتاسیون محل آمپوتاسیون با توجه به دو عامل جریان خون عضو و عملکرد مفید آن عضوتعیین می شود. در صورتی که برای ترمیم خونرسانی عمل جراحی عروق در نظر گرفته شده است. برای بیمار آنجیو گرافی انجام می گیرد . هدف جراحی حفظ حد اکثر ممکن طول عضو مصدوم است به خصوص حفظ مفاصل زانو وآرنج مطلوب است .


قطع انگشتان پا و قسمتهایی از پا تغییرات مختصری را در طرز راه رفتن و تعادل بیمار ایجاد می کنند. به دلیل اهمیت مفصل زانو ونیاز به انرجی بیشتر برای راه رفتن آمپوتاسیون های زیر زانو به انواع بالای زانو ترجیح داده می شود. هنگام آمپوتاسین بالای زانو تا حد امکان طول اندام را حفظ می کند. عضلات را ثابت کرده به آنها شکل می دهدو برای ایجاد حداکثر تحرک از جمع شدگی و فیبروز مفصل ران جلوگیری می کنند. هنگام آمپوتاسیون اندام فوقانی باید تا حد امکان طول اندام حفظ شود. در صورت وجود داشتن عفونت و گانگرن در اندام به صورت گیوتینی قطع می شود.تا بافتهای عفونی و نکروزه جداشوند. پس از چند روز هنگامی که عفونت کنترل شد و وضعیت عمومی بیمار تثبیت شدآمپوتاسیون قطعی و ترمیم پوست انجام می گیرد.

عوارض      

خونریزی - عفونت - گسیختگی پوست  - درد اندام خیالی مراقبت و درمان هدف از این مراقبتها ترمیم زخمهای ناشی از آمپوتاسیون است تا یک استامپ (باقیمانده اندام) غیر حساس و پوستی سالم برای استفاده از پروتز فراهم شود. از روش پانسمان گچی سخت معمولا برای اعمال فشار یکنواخت٬ کنترل ادم٬ پیشگیری از انقباض مفصل٬ محافظت باقیمانده عضو از آسیب های احتمالی در فعالیت٬ تسکین درد٬ حمایت از بافت نرم٬ پیشگیری از جمع شدگی استامپ استفاده می شود. در صورت بروز تب ٬ درد شدید٬ شل شدن قالب لازم است قالب گچی زود عوض شود. در صورتی که لازم باشداستامپ به طور مکرر معاینه شودمی توان از روش پانسمان نرم فشاری یا غیر فشاری استفاده کرد.

تشخیص پرستاری

درد در ارتباط با قطع عضو -اختلالات حسی-ادراکی:حس درد در شبح اندام(اندام خیالی) در ارتباط با قطع عضو -اختلال در سلامتی پوست به دنبال جراحی آمپوتاسیون -تغییر در تصویر بدن در ارتباط با قطع قسمتی از بدن -تطابق غیر موثر به علت عدم پذیرش از دست دادن قسمتی از بدن -اندوه شدید به خاطر از دست دادن قسمتی از بدن -اختلال در مراقبت از خود٬ تغذیه٬ استحمام٬ لباس پوشیدن٬ اجابت مزاج به خاطر از دست دادن

ارزشیابی (نتایج مورد انتظار) 1

-درد نداشته باشد. آرام و راحت به نظر می رسد. -راحتی خود را بیان می کند.- از اقدامات مناسب برای افزایش راحتی و کاهش درد استفاده می کند.

2-بیمار درد شبه اندام را احساس نمی کند.  از قسمت قطع شده هیچ حسی دریافت نمی کند. - از روش پرت کردن حواس استفاده می کند. - احساس غیر طبیعی را در استامپ ذکر نمی کند.

3-زخم التیام یافته است.- ادم استامپ کنترل شده است. -جوشگاه بدون حساسیت در لمس و چسبندگی ایجاد می شود. مراقبت از استامپ را به خوبی انجام می دهد.

4-تصویر ذهنی از بدن بیمار بهتر می شود. از تغییرات ایجاد شده در تصویر بدن آگاه است.-  در فعالیتهای مراقبت از خود شرکت می کند.- در انجام فعالیتهااستقلال بیشتری نشان می دهد.- خودش را انسان کاملی می داند.- تماسهای اجتماعی را برقرار می کند.-  به توانایی هایش اعتقاد دارد.


منبع:پرستار

قطع اندام یا آمپوتاسیون به چه عللی انجام میشود

آمپوتاسیون Amputation به معنای قطع قسمتی از اندام است. قطع اندام از جمله قدیمی ترین اعمال جراحی است و معمولا با هدف حفظ جان فرد آسیب دیده انجام میشده است. درمان یک شکستگی باز ران تا همین صد سال پیش قطع اندام تحتانی از محل شکستگی بود. اگر این قطع در 24 ساعت اول انجام میشد 75 درصد بیماران زنده میماندند و در صورتیکه بعد از 24 ساعت انجام میشد نیمی از بیماران فوت میکردند.

قطع اندام نوعی عمل جراحی است که انجام آن نه برای بیمار خوشایند است و نه پرای پزشک معالج ولی وقتی جان بیمار در خطر باشد و یا وقتی بیمار بدون اندام بتواند راحت تر زندگی کند انجام آن به نفع بیمار خواهد بود. در سال های اخیر پیشرفت های بسیاری در زمینه ساخت اندام های مصنوعی بوجود آمده و بخصوص پاهای مصنوعی اگر خوب ساخته شوند میتوانند بخوبی از عهده جابجا کردن فرد برآمده و یک راه رفتن طبیعی را به او بدهند.

تصمیم به قطع عضو هم برای پزشک سخت است و هم برای بیمار مشکل است. اکثر بیماران بعد از قطع اندام دچار افسردگی میشوند. ولی آیا قطع اندام پایان یک زندگی فعال است.

         702 2

اسکار پیستوریوس Oscar Pistorius یک دونده اهل افریقای جنوبی است که هر دو پای خود را از زیر زانو از دست داده است. او سریعترین مرد بدون پای جهان است. پیستوریوس سریعترین مرد جهان در دو 100 متر و 200 متر و 400 متر است. به او Blade runner هم میگویند چون با دو تیغه از جنس فیبر کربن میدود.

تام وایتکر Tom Whittaker اولین فرد با نقص عضو بود که توانست قله اورست را فتح کند.



702 1

 

قطع اندام به چه عللی انجام میشود

قطع عضو بیشتر در مردان انجام میشود و بیشتر در اندام تحتانی است.


مهمترن علل انجام آمپوتاسیون یا قطع اندام بیمار عبارتند از

  • آترواسکلروز : آترواسکلروز یا سخت شدن عروق یا تصلب شرایین از شایعترین علل انجام عمل جراحی قطع عضو است. آترواسکلروز بیشتر در سنین بالا ایجاد شده و موجب کاهش خونرسانی به قسمتی از اندام میشود. جریان خون اندام ممکن است به حدی کم شود که موجب مرگ بافت ها و بدنبال آن سیاه شدن قسمتی از اندام شود. باقی ماند این اندام مرده خطرناک است چون میکروب ها در درون آن رشد کرده و سپس از آن طریق به جریان خون بیمار راه پیدا کرده و میتوانند موجب مرگ بیمار شوند. یکی از شایعترین علل اختلال عروقی اندام دیابت یا مرض قند است
  • آسیب شدید اندام : گاهی اوقات قسمتس از اندام در حین حادثه قطع شده است. گاهی اوقات قسمتی از اندام در حادثه له شده و یا بشدت آسیب دیده است. اگر پزشک معالج ببیند ترمیم بافت های آسیب دیده عملا امکانپذیر نیست و یا پیوند مجدد اندام قطع شده یا حفظ باقیمانده اندام آسیب دیده منتج به اندامی بی استفاده میشود چاره ای جز قطع قسمت باقیمانده و اسیب دیده اندام ندارد. بطور مثال ممکن است پزشک معالج بتواند اندام قطع شده را پیوند بزند ولی ترمیم عصب قطع شده اندام نتیجه خوبی بدنبال نداشته باشد و اندام عملا بدون حس و حرکت باشد. این اندام زنده ولی بی فایده است و بیشتر از اینکه مفید به حال فرد باشد یک سربار است. در این موارد پزشک معالج تلاشی در جهت پیوند اندام نمیکند. یا ممکن است برای حفظ اندام بشدت صدمه دیده نیاز به چند باز عمل جراحی باشد که بیمار نتواند به خاطر سن بالا یا وجود بیماری های زمینه ای آن اعمال جراحی را تحمل کند. در این موارد پزشک ترجیح میدهد اندام را قطع کند.
  • دیابت : علت حدود 40-30 درصد آمپوتاسیون های انجام شده دیابت است. در دیابت به علت اختلال در خونرسانی اندام و اختلال عصبی و در نتیجه مشکلات حسی و حرکتی اندام زخم های شدید و مقاوم به درمانی در پا ایجاد میشود. بسیاری از این زخم ها قابل بهبود نیستند که در این موارد پزشک معالج چاره ای جز قطع عضو بیمار ندارد.
  • تومور های اندام : بعضی از تومورهای اندام چه در استخوان و چه در بافت نرم به حدی پیشرفت کرده اند که اندام قابل بازسازی نیست. در این موارد اندام مبتلا به تومور باید قطع شود.
  • ناهنجاری های مادرزادی : در بعضی از ناهنجاری های مادرزادی بخصوص در اندام تحتانی وجود عضو معلول نه تنها کمکی به حرکت بیمار نمیکند بلکه جلوی آن را هم میگیرد. در بعضی از این بیماران نبود عضو تغییر شکل داده و استفاده از عضو مصنوعی بیشتر به حرکات بیمار کمک میکند. در این موارد عضو ناهنجار قطع شده از عضو مصنوعی استفاده میشود.
  • عفونت های غیر قابل کنترل : گاهی اوقات یک عفونت مزمن اندام مثل بعضی از انواع استئومیلیت به درمان های معمول جواب نمیدهد. در این موارد با قطع عضور عفونی منشا عفونت کلا برداشته شده تا خطر انتشار عفونت در بدن و دیگر خطرات ناشی از باقی ماندن یک عضو عفونی در بدن از بین برود. در بعضی موارد یک عفونت حاد مانند گانگرن گازی چنان خطرناک بوده و میتواند بسرعت بیمار را از پای درآورد که قطع فوری عضو مبتلا حداقل جان بیمار را نجات میدهد.
  • نکروز عضو : نکروز و مردن اندام در اثر سوختگی شدید یا سرما زدگی شدید
  • اندازه عضو : در بعضی بیماران اندام بیمار چنان بزرگ و سنگین میشود که جلوی حرکت بیمار را میگیرد. در این موارد تنها چاره قطع اندام است

 


منبع:ایران ارتوپد