وزن بدن چگونه در يك حد حفظ مي شود؟
· به طور طبيعي وزن بدن در يك ((نقطه ي تنظيم)) پايدار حفظ مي شود اگرچه تغييرات روزانه ي دريافت كالري و ميزان فعاليت جسمي زياد باشند. به دليل اهميت فيزيولوژيك حفظ ذخاير انرژي بدن، كاهش وزن ارادي و حفظ آن دشوار است.
· اشتها و متابوليسم بدن به وسيله ي شبكه پيچيده و ظريفي از عوامل عصبي و هورموني تنظيم مي شود و مراكز گرسنگي و سيري هيپوتالاموس از نقش مركزي در اين روند برخوردار هستند. نوروپپتيدهايي مانند هورمون آزاد كننده ي كورتيكوتروپين (CRH)، هورمون محرك آلفا – ملانوسيت (α – MSH) و ترانس كريپت وابسته به كوكايين و آمفتامين (CART) با تاثير مركزي بر مراكز سيري موجب القاي بي اشتهايي مي شود.
پپتيدهاي گوارشي (معده اي روده اي) گرلين (ghrelin) گلوكاگون (glucagon)، سوماتوستاتين (somatostatin) و كوله سيستوكينين (cholecystokinin) پيام هاي مخصوص سير شدن را ارسال مي كنند و در نتيجه، موجب كاهش دريافت غذا مي شوند. كاهش قند خون (هيپوگليسمي) موجب مهار انسولين، كاهش مصرف گلوكز و مهار مركز سيري مي شود.
لپتين (leptin) به وسيله ي بافت چربي توليد مي شود و در حفظ دراز مدت تعادل دروني وزن بدن از نقش مركزي برخوردار است و اين كار را از طريق تاثير بر هيپوتالاموس براي كاهش دريافت غذا و افزايش مصرف انرژي انجام مخي دهد.
لپتين، بيان نوروپپتيد Y هيپوتالاموسي كه پپتيد پر قدرت اشتها به شمار مي آيد را مهار مي كند و در نتيجه، بيان α – MSH افزايش مي يابد و اين امر موجب كاهش اشتها از طريق گيرنده هاي MC4R ملانوكورتين مي شود. لپتين يك سري از مسيرهاي عصبي پايين رونده را فعال مي كند كه موجب تغيير رفتار تمايل به غذا مي شوند.
كمبود لپتين كه همراه با از دست رفتن بلفت چربي روي مي دهد باعث تحريك اشتها و القاي واكنش هاي تطبيقي شامل مهار هورمون آزاد كننده ي تيروتروپين (TRH) و هورمون آزاد كننده ي گونادوتروپين (GnRH) از هيپوتالاموس مي شود.
·انواع سيتوكين ها مي توانند موجب لاغري و تحليل رفتگي عمومي (كاشكسي؛cachexia) شوند. اين عوامل علاوه بر ايجاد بي اشتهايي مي توانند باعث ايجاد تب، تضعيف عملكرد عضله قلب(ميوكارد)، تنظيم پاسخ هاي ايمني و التهابي و القاي انواع تغييرات متابوليك اختصاصي شوند. مقدار اين سيتوكين ها ممكن است در افراد مبتلا به سرطان، عفونت، بيماري هاي التهابي مزمن، ايدز يا نارسايي احتقاني قلب افزايش يابد.
كاهش وزن هنگامي ايجاد مي شود كه مصرف انرژي از مقدار كالري موجود براي مصرف بيشتر است. در اكثر افراد تقريباً نيمي از انرژي غذايي براي فرايندهاي پايه مانند حفظ دماي بدن مصرف مي شود. در يك فرد 70 كيلويي، فعاليت پايه بدن حدود 1800 كيلوكالري در روز مصرف مي كند. حدود 40% از كالري دريافت شده براي فعاليت جسمي به مصرف مي رسد، اگرچه اين مقدار در ورزشكاران، در طول انجام تمرينات سنگين و شديد ممكن است تا بالاي 50% نيز افزايش پيدا كند. حدود 10% از كالري دريافتي براي توليد حرارت لازم براي هضم، جذب و متابوليسم غذا مصرف مي شود.
· مكانيسم هاي كاهش وزن عبارتند از : كاهش مقدار غذاي دريافتي، سوء جذب، از دست رفتن كالري هاي دريافت شده و افزايش نياز به انرژي.
· تغيير وزن ممكن است موجب كاهش توده ي بافتي يا محتواي مايعات بدن شود. كاهش 3500 كيلو كالري معمولاً با از دست رفتن 45% كيلوگرم (يك پيوند) از چربي بدن همراه است. كاهش وزني كه بيش از چند هفته تا چند ماه9 ادامه يابد نشان دهنده ي از دست رفتن توده ي بافتي بدن است.
· خوردن غذا تحت تاثير انواع محرك هاي بينايي، بويايي، چشايي و نيز عوامل ژنتيكي، رواني و اجتماعي قرار دارد.
· جذب غذا در اثر نارسايي لوزالمعده، انسداد صفراوي، بيماري سلياك اسپرو، تومورهاي روده، آسيب ناشي از راديوتراپي، بيماري التهابي روده، عفونت يا مصرف داروها دچار اختلال شوند.
بيماري هاي نام برده ممكن است به صورت تغيير در دفع مدفوع و قوام مدفوع تظاهر يابند. همچنين ممكن است كالري در اثر استفراق يا اسهال، وجود قند در ادرار در بيماري ديابت شيرين، يا تخليه از طرف فيستول از بين برود.
· مصرف انرژي در حال استراحت با افزايش سن كاهش مي يابد و ممكن است تحت تاثير وضعيت تيروئيد قرار بگيرد.
تقريباً از آغاز 60 سالگي هر سال به طور متوسط 0.5% از وزن بدن كم مي شود. همچنين با افزايش سن، بافت چربي بدن، اضافه مي شود و توده عضلاني آن كاهش پيدا مي كند.
نويسنده دكتر هادي شجاعي